247.دوشنبه نوشت

پنج‌شنبه 4 شهریور 1395 ساعت 02:23

247.

بعد از ظهر دوشنبه...

یکی دو ساعت مرخصی گرفتم وزدم به جاده.سرکوچه اشون که پیاده میشم دلهره دارم.در میزنم کسی از پشت در...

راهنماییم می کنه توی اتاقش.روی تخت دراز کشیده بود.چهره اش...خیلی فرق داشت.تلاش می کنه که بشینه،نزاشتم.قلبش تازه جراحی شده بود.احوالشو می پرسم و...از احوالم می پرسه.می پرسه از کجا اومدی،چطوری پیدام کردی و...؟،می گم تهران و...میگه اهل اونجا نیستی... حرفاش /حرفام که تموم میشه،یه پذیرایی ساده و می گه برو... بازم بیا اینجا.بلند میشم که برم صدام می کنه وپیشونیمو می بوسه و...برو نگران نباش...


تعداد نظرات این نوشته : 0
نظر شما
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد
247.دوشنبه نوشت - ایستاده در باد

247.دوشنبه نوشت

پنج‌شنبه 4 شهریور 1395 ساعت 02:23

247.

بعد از ظهر دوشنبه...

یکی دو ساعت مرخصی گرفتم وزدم به جاده.سرکوچه اشون که پیاده میشم دلهره دارم.در میزنم کسی از پشت در...

راهنماییم می کنه توی اتاقش.روی تخت دراز کشیده بود.چهره اش...خیلی فرق داشت.تلاش می کنه که بشینه،نزاشتم.قلبش تازه جراحی شده بود.احوالشو می پرسم و...از احوالم می پرسه.می پرسه از کجا اومدی،چطوری پیدام کردی و...؟،می گم تهران و...میگه اهل اونجا نیستی... حرفاش /حرفام که تموم میشه،یه پذیرایی ساده و می گه برو... بازم بیا اینجا.بلند میشم که برم صدام می کنه وپیشونیمو می بوسه و...برو نگران نباش...


تعداد نظرات این نوشته : 0
نظر شما
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد