۳۱۲.سرده

جمعه 2 شهریور 1397 ساعت 17:27

۳۱۲.

اول:

انگاری یه چیزی داره شروع میشه،شروع شده،...نمی دونم!


دوم:

ساعت شنی رو برگردوندم،آخرین دونه های شن،...


سوم:

جای یه چیزی داره خالی میشه ویه خالی داره جاشو پر می کنه.

ازصبح سردمه،انگاری همه چی سرده،آفتاب چرا جون نداره؟


چهارم:

سینه ام سنگینه،از غم سنگینی که توی دلم گذاشتن،از اینکه رنج می کشن به خاطر من ومن نمی تونم کاری بکنم.از بودنشون،از رفتنشون،از نبودنشون.

جاش درد می کنه،می سوزه،می سوزه!

زخم کهنه اس

می سوزه


پنجم:

چقدر سرده!


تعداد نظرات این نوشته : 0
نظر شما
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد
۳۱۲.سرده - ایستاده در باد

۳۱۲.سرده

جمعه 2 شهریور 1397 ساعت 17:27

۳۱۲.

اول:

انگاری یه چیزی داره شروع میشه،شروع شده،...نمی دونم!


دوم:

ساعت شنی رو برگردوندم،آخرین دونه های شن،...


سوم:

جای یه چیزی داره خالی میشه ویه خالی داره جاشو پر می کنه.

ازصبح سردمه،انگاری همه چی سرده،آفتاب چرا جون نداره؟


چهارم:

سینه ام سنگینه،از غم سنگینی که توی دلم گذاشتن،از اینکه رنج می کشن به خاطر من ومن نمی تونم کاری بکنم.از بودنشون،از رفتنشون،از نبودنشون.

جاش درد می کنه،می سوزه،می سوزه!

زخم کهنه اس

می سوزه


پنجم:

چقدر سرده!


تعداد نظرات این نوشته : 0
نظر شما
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد